تبلیغات
میهن روز - مطالب ابر مطالب متفرقه
میهن روز
وبلاگی سرگرم کننده برای همه

تاریخچه آئین چهارشنبه سوری در فرهنگ ایرانیان

    نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 23 اسفند 1388   02:26 ب.ظ

نوع مطلب :متفرقه ،

http://newsens.files.wordpress.com/2010/01/4th-soory2.jpg

یکی از آئینهای سالانه و دیرینه ی ایرانیان جشن سوری، چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود.

مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد که مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند. ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد و “سور” در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای “جشن”،”مهمانی“و “سرخ” آمده است.

جشن سور از زمان های بسیار دور در ایران مرسوم بوده است. قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه به ۳۰ روز بوده که هر کدام از این ۳۰ روز اسمی مشخص داشته است که بعد از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن اضافه شد. در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای کوبی با نام سور مرسوم بوده است. مختار برای کشتن یزید که در شهر کوفه که اکثر آنان ایرانی بوده اند از این فرصت استفاده کرده و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود یزید را قصاص نمود. بعد از گذشت چند سال بعد از ورود اسلام به ایران به آرامی جشن سور در ایران کم رنگ و به آخرین چهارشنبه سال محدود شد. جشن سور از مراسم اصیل ایرانی است و منشا خارجی ندارد. آتش از عناصر چهارگانه است و تنها عنصری است که آلوده نمی شود به همین منظور از گذشته های بسیار کهن تاکنون این آداب مرسوم بوده است.

با امید به چهارشنبه سوری زیبا، فرهنگ ساز و بدور از هر گونه خطر احتمالی

و با آرزوی عیدی سرشار از سرور، همراه با جشنی پر از نشاط و شادمانی

تاریخچه کامل و دقیق و آداب و رسوم در دیگر شهر های کشور را در لینک زیر بخوانید

مراسم چهارشنبه سوری

آخرین سه شنبه ی آخر سال را شب چهار شنبه سوری می گویند. شبی است که امروزه فقط بوته افروزی آن مانده است. این کار را عصر سه شنبه ی آخر سال که آخرش چهارشنبه است انجام می دهند. بدین ترتیب که کوپه های هیزم را روی هم می گذارند خورشید که غروب کرد هیزم را در حیاط خانه یا در کوچه یا در میدان باز آتش می زنند.

ظهور آتش بازی :

آتش بازی در شب چهار شنبه سوری در زمان ناصرالدین شاه و به وسیله ی فرانسوی ها در ایران رواج پیدا کرد. در ابتدا فقط برای سرگرمی شاه این نمایش انجام می شد پس از آن مردم هم در این سرگرمی سهیم شدند و دستور نمایش آن در میدان توپ خانه صادر شد و مردم در آن جا به تماشای آتش بازی می ایستادند و کم کم به شکلی که امروزه اجرا می شود در آمد.

بوته افروزی :

در ایران رسم است که پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت “گله” کپه می کنند. با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی را به هستی خود ببخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند :

زردی من از تو ، سرخی تو از من

غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا

ای شب چهارشنبه ، ای کلیه جاردنده ، بده مراد بنده

خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود “زردی من از تو ، سرخی تو از من “

در هر خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع می کند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می کوبد و به ساکنان خانه می گوید که از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.
در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانکار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط زیست دور و پاک می سازند. برای این که آتش آلوده نشود خاکستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد.

گرد آوردن بوته، آتش زدن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت “زردی من از تو، سرخی تو از من” شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است. مراسم دیگری مانند کوزه شکنی، فال گوش نشینی، آش نذری پختن، آب پاشی، بخت گشائی دختران، دفع چشم زخمها، کندرو خوشبو، قاشق زنی، فال گرفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.

مراسم کوزه شکنی :

مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی، کمی نمک به علامت شور چشمی، و یکی سکه به نشانه تنگدستی در کوزه ای سفالین می اندازند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر، کوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به کوچه پرتاب می کند و می گوید: “درد و بلای خانه را ریختم به توی کوچه” و باور دارند که با دور افکندن کوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می کنند.

فال گوش نشینی :

در شب چهار شنبه سوری فال گوش ایستادن و گوش کردن به حرف های رهگذران یک رسم است که سرنوشت ما در این شب تشکیل می شود البته می توانیم بگوییم که این یک اعتقاد است زیرا فال گوش َایستادن کار خوبی نیست. زنان و دخترانی که شوق شوهر کردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می کنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبت کردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوی خود را برآورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممکن نخواهند دانست.

قاشق زنی :

از کارهای شب چهار شنبه سوری قاشق زنی بود که زنان و مردان این کار را انجام می دادند. زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با کاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در کوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنکه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر کاسه می زنند. صاحب خانه که می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در کاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.

آش چهارشنبه سوری :

خانواده هایی که بیمار در خانه داشتند یا اینکه حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می کردند و در شب چهارشنبه آخر سال “آش ابودردا” یا “آش بیمار” می پختند و آن را اندکی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می کردند.

تقسیم آجیل چهارشنبه سوری :

زنانی که نذر و نیازی می کردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام “آجیل چهارشنبه سوری” از یک دکان رو به قبله می خریدند و پاک می کردند و میان خویش و آشنا پخش می کردند و می خورند. به هنگام پاک کردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خارکن را نقل می کردند. امروزه، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.

ریشه ی فرهنگی چهارشنبه سوری :

بطور کلی فرهنگ مردم را باید در درون زندگی مردم و از لابلای باورهای مردم جستجو کرد، از آنجا که چهارشنبه سوری از آئین های دیرینه ی ایرانیان است جدای اینکه امروزه آنچه درشهرهای بزرگ ایران، به خصوص تهران در این شب انجام می گیرد بیشتر به جنگ و نزاع شبیه است تا سور و شادی! ولی میتوان با بازگشت به زمانی حدود بیست و چند سال پیش، دریافت که شب چهارشنبه ی آخر سال مراسم متنوعی داشت که در استانهای مختلف ایران مراسمی با اشکال گوناگون و با سبک های سنتی صورت می پذیرفت که اکنون نیز برخی از آن رسوم در بعضی از استانهای ایران برگزار می شود که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود :

:: استان آذربایجان شرقی

تبریزی ها در شب چهارشنبه سوری به روی هم آب یا گلاب می پاشند و معتقدند آب پاشیدن، زندگی را با سعادت قرین می کند. از دیگر رسوم ضروری این شب، فرستادن خُنچه از منزل داماد به منزل عروس است. در این خنچه معمولاً میوه، شیرینی، گلدانهای پرگل، ماهی و خلعت (پارچه) برای خانواده ی عروس و خود عروس گذارده می شود. دختران دم بخت تبریزی هنگام پریدن از روی آتش می خوانند:
“بختم آچیل چهارشنبه” یعنی: چهارشنبه! بختم را بازکن.

:: استان آذربایجان غربی

خانواده های ارومیّه ای در این شب به خانه ی مسن ترین فرد فامیل می روند و به خوردن آجیل سرگرم می شوند. آجیل حتماً باید از هفت نوع خوراکی تهیه شود. این هفت نوع خوراکی می تواند از بین خوراکیهای زیر باشد:
انجیر، کشمش، مویز، خرما، توت خشک، فندق، بادام، گردو، سنجد، نخودچی، آب نبات، تخمه بدون نمک، باسلق، برنجک (برنج بوداده) برگه هلو، برگه زردآلو و گندم برشته. کسی که مرادی و حاجتی دارد، باید تقسیم آجیل را به عهده بگیرد تا مرادش برآورده شود.

:: استان اردبیل

در مغان، مردم پیش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه، دسته جمعی به کنار رودخانه می  روند، آتشی بر می افروزند و جوانان در آنجا به سوارکاری می پردازند و هنگام بازگشت، زنان ظرف هایشان را از آب رودخانه پر می کنند و به خانه می آورند و آب آن را به دور و برخانه می پاشند که با این کار، سال جدید، سالی سرشار از روشنی و زلالی و پاکی خواهد بود.

:: استان بوشهر

بوشهری ها پس از آتش افروزی در خانه هایشان و پریدن از روی آن، با قایق از روی آب می گذرند و معتقدند با این کار نحسی این شب از بین می رود. در ضمن کوزه ی نویی را که تا آن زمان استفاده نکرده اند، به دیوار می زنند تا شکسته شود تا بلا و بدبختی، مثل کوزه شکسته شود.

:: استان خراسان
در خراسان مراسم کوزه شکستن به این طریق است که درون کوزه های کهنه مقدار نمک که علامت شور بختی است و مقداری ذغال که علامت سیاه بختی است و یک سکه کم ارزش پول می ریزند و تمام افراد خانواده آن را به دور سر می چرخانند و آخرین نفر کوزه را از پشت بام به کوچه پرت می کند و می گوید:
“درد و بلام توکوزه راه بیفته بره تو کوچه”
در بعضی از نقاط خراسان در این شب به جای آش، چهار نوع پلو می پزند. این پلوها عبارتند از: رشته پلو، عدس پلو، زرشک پلو و ماش پلو که معمولاً به فقرا، نزدیکان و همسایگان می دهند. در آجیل خراسانی ها مطلقاً نمک وجود ندارد، چون نمک را علامت شوربختی می دانند.

:: استان خوزستان

در اهواز، پس از پریدن از روی آتش، مراسم قاشق زنی انجام می گیرد که خانواده ها، خوراکی یا آجیل شور و شیرین در ظرف قاشقزنان می ریزند.

:: استان سیستان و بلوچستان

در سیستان مردم گونی، پتو و نمد کهنه را به صورت گلوله در می آورند و آن را در غروب آخرین چهارشنبه سال، آتش می زنند و معتقدند که نحوست این شب با این عمل از بین می رود.

:: استان فارس

در شیراز برای گشودن بخت دختران در شب چهارشنبه سوری به سعدیه می روند و از آب استخر سعدیه بر سر وروی دختران می  ریزند. زنان نیز با ریختن این آب به روی خود، معتقدند که مهرشان در دل شوهر بیشتر می شود. در این شب زنان برای برآورده شدن حاجاتشان زیر منبر مسجد جامع شهر دعا می خوانند و پس از دعا خواندن، حلوا و آش می پزند.

:: استان کردستان

مردم کردستان مخصوصاًروستائیان، دسته جمعی به صحرا و کنار چشمه سارها می روند و پس از مدتی که به شادی و پایکوبی و کشتی گرفتن گذراندند، هنگام مراجعت به خانه، هرکسی مقداری سنگریزه جمع می کند و بدون آنکه به پشت سرخود نگاه کند، سنگریزه را از روی شانه به عقب پرتاب می کند و بدین ترتیب بلا و آفت را از خود دور می سازد.
از دیگر مراسم این شب، شال اندازی است که عده ای از جوانان بالای پشت بام خانه ها و کنار درها و پنجره های همسایگان و ثروتمندان می روند و ضمن خواندن سرود و تصنیف، از دریچه ای، شال را آویزان می کنند. اهل خانه هدیه ای را به شال می بندند که معمولاً سکه، تخم مرغ، شاخه نبات، کله قند، جوراب یا نخودچی و کشمش است.

:: استان کرمان

در کرمان مقداری ذغال، نمک، سکه ی کم ارزش پول و کمی نان درکوزه خالی می ریزند و شب چهار شنبه سوری آن را از بالای بام به کوچه پرتاب می کنند تا بلا و کمبود از همه چیز مخصوصاً از آنچه در کوزه است دور شود.

:: استان گیلان

در روستاهای اطراف رشت، غروب شب چهارشنبه سوری، در پنج منطقه پوشال برنج را با فاصله کنار هم می چینند، سپس آنها را آتش می زنند و برای دفع چشم زخم، اسپند در آتش می ریزند و افراد هر خانواده از بزرگ به کوچک، سه مرتبه از روی آن می پرند و این ترانه را به گویش گیلکی می خوانند:
“گل گل چهارشنبه ، به حق پنجشنبه ، نکبت بی شه ، دولت بی یه ، زردی بی شه ، سرخی بی یه”
یعنی: آتش سرخ چهار شنبه! به حق پنجشنبه نکبت برود، دولت بیاید. زردی برود، سرخی بیاید.
پس از پریدن از روی آتش ترقه در می کنند به این معنی که از نحوست چهارشنبه در امان باشند. در این شب خورشت”ترشه تره” می پزند و آن را با کته، ماست و دوغ می خورند. صبح فردا (روز چهارشنبه) خاکستر برجای مانده از آتش شبانه را جمع می کنند و پای درختان میوه می ریزند به این نیّت که درختان بارورشوند و میوه ی بیشتری بدهند.

:: استان لرستان

در این شب در خرم آباد هیزم را به هفت دسته تقسیم می کنند و با فاصله های معینی در یک ردیف می چینند و آتش می زنند و با خواندن :
“زردی مه د تو، سرخی تو د مه”
یعنی: زردی من از تو و سرخی تو از من و از روی آن می پرند.

:: استان مازندران

در روستاهای مازندران در شب چهار شنبه سوری، علاوه بر کشتی گرفتن و اسپند دودکردن، انواع آشها پخته می شود از جمله “آش هفت ترشی” که از هفت نوع سبزی و هفت نوع ترشی و هفت نوع حبوبات در آن استفاده می شود و نیز “گزنه آش ” که یکی از سبزی های مصرفی در آن، گزنه است. اعتقاد براین است که خوردن این آش بسیاری از بیماریها و کسالتها را از بین می برد.

:: استان مرکزی

در این استان، علاوه بر مراسم آتش بازی، برای آمرزش اموات مقداری خرما یا شکر پنیر تهیه می کنند و یا حلوا درست می کنند و سرگذر می ایستند و به عابران تعارف می  کنند. هر رهگذر وظیفه دارد یک دانه بردارد و قبل از خوردن، برای آمرزش اموات خیرات دهنده، حمد و سوره ای بخواند و سپس خوراکی را بخورد.


تحریف آیین چهارشنبه سوری :

یافته های پزوهشی نشان می دهد که تمامی آیین ها و یادمان هایی که مردم ایران در هنگامه های گوناگون بر پا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شده است، با منش، اخلاق و خرد نیاکان ما در آمیخته بود و در همه آنها، اعتقاد به پروردگار، امید به زندگی، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان، در قالب نمادها، نمایش ها و آیین های گوناگون نمایشی گنجانده شده بود. رفتار خشونت آمیز و مغایر با عرف و منش جامعه نطیر آنچه که امروزه تحت نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم، در هیچکدام از این آیین ها دیده نمی شود. بهتر است بگوییم، کسانی که با منفجر کردن ترقه و پراکندن آتش سلامتی مردم را هدف می گیرند، با تن دادن به رفتاری آمیخته به هرج و مرج روحی، آیین چهارشنبه سوری را تحریف کرده اند. پس امیدوارم دوستان عزیز با خواندن این مطالب، قشنگی این رسم کهن ایرانی را با انجام کارهای خطرناک و استفاده از ترقه های غیر مجاز خراب نکنند …


طنز نوروزی ( چگونه پدر مهمان های نوروزی را در بیاوریم !؟ )

    نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 23 اسفند 1388   02:21 ب.ظ

نوع مطلب :متفرقه ،

Saeidpix.com

داشتن حیوانات خانگی به طور مستقیم با کم تر شدن تعداد  کسانی که در طول ایام نوروز خیال  سوء قصد به منزلتان را دارند در ارتباط است.  اگر اکثریت فامیلتان مذهبی هستند داشتن یه عدد سگ از نوع شلخته  و لوس  که  دک و پوز و کلاً همه جایش را به میهمان ها بمالد! به شدت توصیه می شود. اگر هم  فامیل هایتان وسواسی هستند که از گربه خانگی استفاده کنید. بیشتر جواب می دهد! ضمناً  خواهشاً کمی هم جنبه داشته باشید. چند تا  پسته و بادام دیگر ارزش آوردن کروکودیل  و  اورانگوتان  به خانه را ندارد!

از قدیم الایام گفته اند که  همیشه بهترین دفاع در  حمله است. پس مجال ندهید و در اولین فرصت ممکن  حمله کرده و به دیدن اقوام و بستگان عزیزتان بروید.  فراموش نکنید که این یک قانون نانوشته است که  اگر گل نزنید گل می خورید

البته خب برخی هم تفکرات تدافعی دارند و بر این عقیده اند که اول باید گل نخورد و سپس  در ضد حملات کار حریفان (اقوام!) را یکسره کرد. اگر احیاناً جزو این دسته از افراد هستید تهیه یک عدد آیفون تصویری برای منزلتان به شدت توصیه می شود چرا که وجود آیفون تصویری کمک بسیار زیادی  به نبودن شما در منزل خواهد کرد!

به تلفن های ناشناس و مشکوک پاسخ ندهید. مخصوصاً  به تماس هایی که از باجه تلفن های اطراف منزلتان گرفته می شود. چرا که ممکن است مورد  عمل انجام شده قرار گرفته و با جمله ی معروف “ داشتیم از این طرف ها رد می شدیم گفتیم ببینیم اگر هستید یه سری هم به شما بزنیم“ رو به رو شوید!

راستی! تا یادم نرفته این را هم بگویم که حتماً  کاغذی،مقوایی، تخته وایت بردی!، چیزی بر روی درب منزلتان بچسبانید تا یک وقت میهمانان ناکام مانده هوس نکنند خسارتی که قرار بود در صورت بودنتان  به منزل  و خوراکی ها  وارد کنند را  بر روی درب وارد نموده و“ آمدیم نبودید“ شان را بر روی آن حکاکی کنند! حتی می توانید از خودتان سلیقه به خرج دهید و برای هریک از خانواده های فامیل قسمتی جداگانه را در آن کاغذ در نظر بگیرید!

به هر حال از قدیم  و ندیم  گفته اند چیزی که عوض دارد گله ندارد. اگر احیاناً رو دست خورده و این شما بودید که  با درب بسته منزل  اقوام برخورد نمودید سعی کنید بر  اعصاب خود مسلط باشید، با اندکی امید و اعتماد به نفس می توانید از شکست پلی بسازید به سوی پیروزی! حالا نفس عمیقی کشیده و بر روی درب بنویسید:“ آمدیم نبودید؛ نیایید نیستیم! “

اقتصادی فکر کنید،  اگر تعداد اعضای  خانواده یکی از بستگانتان کمتر از تعداد اعضای خانواده شماست با آغوش باز پذیرای آن ها باشید و فراموش نکنید که هر دیدی بازدیدی دارد و هر بازی برگشت دارد! راستی فراموش نکنید که گل زده در خانه حریف ۲ تا حساب می شود!!

اگر هم که اصلا  اهل این حرف ها نیستید و به دید و بازدید علاقه مندید پس خواهشاً همان یک بار را بروید کافی است !

راستی می توانید در صورت لزوم، اقوام سمج فامیل را شناسایی کرده و اسمشان را بر روی حیوانات خانگیتان بگذارید و در حضور میهمانان سمج مذکور، حیواناتتان را به اسم صدا زده  و از آن ها بخواهید به اجرای  عملیات ژانگولر برای میهمان ها بپردازند!  یا مثلا می توانید به سگتان بگویید: «خشایار!؟  گاز نگیر! دهه! پسر بد! »

ساماندهی و پلاک گذاری میوه جات و علی الخصوص پسته ها و بادام های داخل آجیل و تهیه بارکد از جمله سایر اقداماتی است که شما جهت ایمنی بیشتر می توانید انجام دهید! همین طور می توانید در بدو ورود روی میهمان ها برچسب انرژی نصب کنید و تهدیدشان نمایید که اگر زیادی بخورند انرژی زیادتری جذب می نمایند و از طریق برچسب انرژی تابلو می شوند!!


جدید ترین نقد سریال ویکتوریا (چرا سریال ویکتوریا برای ایرانیها جذاب است ؟)

    نوشته شده در تاریخ : شنبه 22 اسفند 1388   12:00 ب.ظ

http://www.latin.cz/uvod/odkazy/telenovely/victoria/1.jpg

این روزها تماشای سریال ویکتوریا از فارسی یک ،در ایران عاملی بر تنش و جدایی در بیشتر خانواده هاشده است .سریالی که با رنگ و لعاب غربی برای ایرانی ها ساخته شده است
چندی پیش عزت الله ضرغامی رییس سازمان صدا وسیما در جلسه ای با مدیران سازمان و شبکه ها علنا اعلام کرد که کانال فارسی یک از رقبای جدی و سر سخت سیمای جمهوری اسلامی ایران است .مسئله ای که شاید پیش از این نیز برای شبکه های تلویزیونی ما وجود داشت اما به هیچ عنوان آن را جدی نمی گرفتیم و مسئولان سازمان صدا و سیما سعی می کردند تا صورت مسئله را پاک کنند تا به فکر چاره ای باشند .این در حالیست که در گوشه و کنار می بینیم و می شنویم که افراد بسیاری در جامعه ما به دیدن این سریال می پردازند و حتی شاید به جرات بتوان گفت که در حال حاضر این شبکه ماهواره ای با سریال های متعددش عاملی بر مشکلات خانواده های تهرانی شده اند .یکی از این سریالها ویکتوریاست که پروفسور حسین باهر جامعه شناس و رفتار شناس در این باره می گوید که مراجعین بسیاری به کانون مشاوره او با دیدن این سریال دچار مشکل در خانواده شده اند .

همانطور که می دانید بسیاری از خانم های ایرانی این روزها وقت خود را برای دیدن سریال های فارسی یک صرف می کنند و همین مسئله به طور جدی به خانواده ها هم رخنه کرده است و باعث سوء رفتار در خانواده های ایرانی شده است . این موج را چگونه ارزیابی می کنید و به نظر شما رسانه های ایران در این رابطه چگونه می توانند سرمایه گذاری کنند تا بتوانند این موج را از بین ببرند
این بحث ،جالب است و من امید وارم بتوانم در این بحث حق مطلب را ادا کنم . من هم گاهی این سریال را میبینم و همین دیشب هم سریال ویکتوریا را مشاهده کردم .چرا که در حال حاضر بسیاری از مراجعین من به خاطر دیدن این سریال در زندگی به مشکل بر خورده اند و در حال حاضر شاید بتوان عنوان کرد که این یک معضل اجتماعی به شمار می رود که شاید بیراه نباشد اگر بگویم که ازآن غافل هستیم . در وهله اول باید اظهار کنم که هم خانواده ها و هم جوانان تقاضا شدیدی برای دیدن برنامه هایی دارند که شاید در سیما آنطور که باید چنین برنامه هایی وجود ندارد .این یک اتش است و آیا می توان اتش را بدون آب زلال با چیز دیگری بر طرف کرد .در حال حاضر برای اتش بینند گان ایرانی برنامه ای قابل توجه وجود ندارد .اما اول باید درباره سریال ویکتوریا هم به مراجعین ام و هم به خوانند گان مسئله ای را عنوان کنم . اینکه این سریال سریالی است صرفا برای بیننده ایرانی ساخته شده است .سریالی که در خانه ها ی ایرانی رخنه کند و فرهنگ مسلمانی و شرقی ما را تحت الشعاع قرار دهد . بسیاری بر این باورند و ادعا کرد ه اند که این شبکه را یک شرکت صهیونیستی اداره می کند .که در این باره باید اظهار نظر کنم که پر بیراه هم نگفته اند و ما کما بیش اثرات مخرب آن را در جامعه مشاهده می کنیم و می بینیم که خانم های ایرانی چگونه تعریفشان از خانه ،همسر و خانواده تغییر کرده است

این سریال جگونه وبا چه ساختاری بر ذهن ببیننده غالب شده است که بیننده ایرانی به خصوص خانم ها را تحت تاثیر قرار می دهد ؟
خیلی ساده بگویم که در این سریال که سیاستی از پیش تعیین شده بر سناریوی آن وجود دارد مردان را از زنان ضعیف تر جلوه می دهند و به زنان اختیار آن را می دهند که هر اقدامی می توان در زندگی انجام داد و هیچ قبحی برای هیچ اقدامی قائل نیستند . اثر گذاری آن در زندگی های ایرانی به آن دلیل است که زنان ایرانی نیز همواره احساس آسیب پذیری می کنند و همواره در این باور هستند که به آنها ظلم شده است این سریال هم در بین زنان در تهران به خصوص حس همذات پنداری داد . زن ایرانی همیشه می پندارد که مظلوم هست نمی خواهم اظهار کنم که زن ایرانی واقعا مظلوم هست یا نه اما تا به حال زنان ایرانی اینگونه توقع نداشتند که در قبال مظلومیتشان بخواهند خیلی از ارزش ها را ضد ارزش کنند .

شما در جایی اظهار کردید که این سریال را برای بیننده ایرانی تدارک دیده اند ،در این رابطه توضیح دهید ؟
در این سریال چهره ای برای ویکتوریا انتخاب کرده اند که با زنان ایرانی بی شباهت نباشد .البته باید بگویم زنی با گریم متفاوت تر از آنچه در سریال های دیگر اروپایی ویا امریکایی مشاهده می کنیم . در این سریال می بینیم که نحوه گفتار نحوه خاصی است و اینکه حتی موسیقی مرموزی در این سریال بیننده را تحت تاثیر قرار می دهد .موسیقی که با تبحر و دقت خاصی ساخته می شود . از طرفی مفسر ها و منتقد های بین المللی معتقدند که حتی در تصویر سازی و جلوه های ویژه هم ذائقه مخاطب در نظر گرفته شده است .

شما فکر می کنید دلیل این همه هزینه چیست؟

کاملا واضح و مبرهن است که در این سریال و سریال های مشابه سعی شده تا مردم هزینه فرصت بپردازند و وقت خود را هدر دهند این سریال دقیقا درساعتی پخش می شود که زمان پخش اخبار و اخبار بین الملل است همین امر باعث می شود که با یک کار ضد ارزشی باید تحت تاثیر قرار گیرد.

چرا سریال ویکتوریا برای ایرانیها جذاب است ؟

ببینید ما در ایران علاقه مند به تحلیل نیستیم این سریال علی رغم رنگ و لعابی که دارد بسیار عوامانه است و بیانی مظلومانه دارد . سناریویی کلیشه ای که می توان برای 2 ساعت آن را ساخت نه برای 196 قسمت 45 دقیقه ای .مانند غذایی می ماند که بادمجان دور قاب چینش کرده باشند و محتوایش فایده ای زیادی ندارد . این نوع سریال معمولا روند کندی دارند و راحت هضم می شوند .بیننده را به فکر وا نمی دارند .بیننده ایرانی هم دوستدار تحلیل نیست و دوست ندارد که فکر کند .

شما به عنوان یک رفتار شناس تاثیر این سریال بر مردم را چگونه ارزیابی می کنید ؟
در حال حاضر مردم ایران در وضعیت اقتصادی نامناسب هستند .تاثیرات عمده این سریال هم بر مردم به خاطر مشکلاتی هست که هم اکنون پیش روی آنها قرار دارد .در این راستا جامعه شناسان و محققان باید بیشتر به این موارد بپردازند در حالی که می دانند این معضل در جامعه فراگیر شده است و طبیعتا افراد بسیاری هم به دوستان و همکاران مراجعه می کنند که مشکلاتشان ناشی از این برنامه ها باشد .

مشکلات زن ایرانی را چگونه ارزیابی می کنید که زنان اینگونه جذب این سریال ها می شوند ؟
به نظر می رسد که زن ایرانی بیش از آنچه که به زندگی امروز خود بیاندیشد می پندارد که مظلوم است ،مظلوم واقع شده و مظلومانه زندگی می کند .این افکار در حالی به زن ایرانی مستولی می شود که به اطراف خود نگاه دقیقی ندارد .اینکه به راحتی می تواند در آمد داشته باشد ،خلاق باشد ،کار کند ،اجتماعی باشد و یا برعکس در آرامش در خانه بماند و از دغدغه های بیرون به دور باشد .

همانطور که می دانید بسیاری از فعالین برای احقاق حق زن ایرانی فعالیتهای بسیاری انجام می دهند ،مثلا مسئله ای به عنوان حق طلاق ،حضانت فرزند و...با قوانین مربوطه اش مطلوب فعالان حقوق زن در ایران و همچنین زنان نیست .در جایی دیگر باید اشاره کنم که 65 در صد از دانشجویان در کشور را دختران تشکیل می دهند ،اما از این 65 در صد ،در صد بسیار کمی در پستهای مدیریتی این مملکت قرار می گیرند .
این مسائل بستگی به عرف جامعه دارند .در حال حاضر تعداد خانم های شاغل کم از آقایان نیست .به نظر من خانم های ایرانی جهل بر قانون دارند و برای مسائل خود و حضور خود در جامعه اطلاعات کافی ندارند .مثلا برای ازدواج هم حتی آگاهی کامل ندارند .از خانم فرهیخته امروزی انتظار می رود که با رعایت و فهم قانون مدنی از خود دفاع کند

یکی از مشکلات ما در تهران بحث طلاق است چند روز پیش در خبر آنلاین خبری داشتیم مبنی بر اینکه آمار طلاق نفس زوج های تهرانی را بریده است این آمار به 30 در صد رسیده است ؟چرا در حال حاضر در تهران زوج های تهرانی دچار بحران در زندگی شده اند ؟
بالا رفتن آمار طلاق در تهران به دلیل ازدواج هایی است که بر خلاف سنت و عرف صورت می گیرد ،انواع آشنایی های خیابانی ،اینترنتی ،و اتومبیلی که منجر به دوستی و بعد از آن هم ازدواج ناموفق می شود . ازدواجهایی که زوجین به دلیل ترس از والدین به آن تن در می دهند و رابطه ایجاد شده بین آنها نمی تواند برای دوام پایدار باشد در چنین شرایطی قطعا می توان منتظر بود که این ازدواج به طلاق منجر شود و در تهران هم طبعا بیشتر اتفاق می افتد .از نکات دیگری که می توان بدان اشاره کرد فقر اقتصادی و بیکاری در جامعه است که در تهران سر سام آور است و بیشتر زوج های تهرانی با آن دست به گریبان هستند . اما این روزها مسئله دیگری هم در تهران موجب طلاق زوج های میانسال می شود و آن مسئله یا ئسگی است که بسیاری از خانم ها نمی توانند این بحران را تحمل کنند .بهتر است در پایان به این مسئله هم اشاره کنم اینکه سناریست سریال ویکتوریا با هدف تخریب خانواده های ایرانی دست به نگارش چنین داستانی زده است و قبح طلاق را در سریال ریخته و حتی زندگی را بعد از طلاق شیرین تر جلوه می دهد که واقعا چنین نیست .ما درقرآن می خوانیم که لازنین اعمالهم ،شیطان می گوید که اعمال زشت را تزیین می کنم این همان نکته ای است که در این سریال کاملا مشهود است.


آخرین پستها